حاج ملا هادي السبزواري
213
شرح مثنوى
بىعُمُد : بىستونها . ( ( 4548 ) ) اين چنين قندى پر از زهر عدو * خوش بنوشد چت حسد آيد برو ن 608 18 - ك 210 31 زهر عدو : در نسخ چنين است ولى زهرى به يا اصح است . چت حسد آيد : يعنى چه حسدت آيد . ( ( 4551 ) ) كين جهان جيفه است و مردار و رخيص * بر چنين مردار چون باشم حريص ن 608 21 - ك 210 33 مردار : عطف تفسيرى جيفه . رخيص : ارزان . ( ( 4552 ) ) سگ نيم تا پرچم مرده كنم * عيسىام آيم كه تا زنده اش كنم ن 608 22 - ك 210 33 زنده اش : كلمه اش كه در همهء نسخ است زياد است از قلم ناسخ . ( ( 4559 ) ) يكدگر را جدّ جد مىخوانديد * سوى اژدرها فرس مىرانديد ن 609 7 - ك 211 2 جدّ جد : عرب گويد جدّ جده يعنى سعى و كوشش دارد سعى او و از باب اسناد مجازيست يعنى كه به اعتقاد خود مدح مىكرديد يكديگر را به كوشش در امور شريفه و جد به معنى بخت و طالع و شأن آمده قال سبحانه فى سورة الجن « وَأَنَّه تَعالى جَدُّ رَبِّنا » 72 : 3 ( 1 ) پس بنا بر اين از قبيل عين عين و نور نور خواهد بود و اوّل اظهر و انسب است . ( ( 4564 ) ) غالبى بر خواجه دام او شود * تا رسد والى و بستاند قود ن 609 14 - ك 211 5 قود : قصاص . ( ( 4565 ) ) اى كه تو بر خلق چيره گشته اى * در نبرد و غالبى آغشته اى ن 609 15 - ك 211 6 چيره : به چيم فارسى غالب كما مر و بدان كه به علاوه اين مغلوبيت هر غالب به غير نهج عدل مغلوب نفس است و هر ظالمى بر غير ظالم در حق خود است . ( ( 4567 ) ) هين عنان در كش پى اين منهزم * درمران تا تو نگردى منخزم ن 609 17 - ك 211 7
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء جن آيهء 3 . .